تبليغاتX
کردستان جنوبی در 2010

دوازدهم بهمن 1388

بیانیه رهبری جنبش زاگروس در حصوص اوضاع کنونی ایران

http://zagrosjonbesh.blogfa.com/post-3.aspx

نوشته شده توسط کارزان و مانشت در 6:18 PM |  لینک ثابت   • 

نهم بهمن 1388

جنبشی نو در کردستان جنوبی در راه است.

http://zagrosjonbesh.blogfa.com/post-1.aspx

دراوایل نیمه اول شب هشتم دی ماه حدود نیم ساعت چند نفر که خود را جنبش زاگروس معرفی کردند  دست به  اقدامی  بی سابقه  در میدان ازادی کرماشان زدند .این گروه با پخش اعلامیه و عکسهایی از شهیدان راه ازادی و مقاومت زاگروس در میان مردم  و با دادن شعارهای زاگروس زنده است کرماشان  پاینده است . مرگ بر بیگانه ..... همچنین در میان این گروه دو دختر دیده شد  که فریاد کنان کرماشان را شعار می دادن  و شعار  کیانوش راحت ادامه ذارد . که با استقبال مردم مواجه شد.که نیروهای امنیتی سریع به محل مورد نظر امده و سه نفر از این گروه بازداشت شدند .
مردم هم ازاین کردار رژیم  به خشم امدند و شعار مرگ بر بیگانه سر دادن عضوهای این گروه در چند ماه گذشته بارها مورد دستگیری و بازداشت قرار گرفتن که  به تعهدات و تهدیدات رزیم مواجع شدن.اگر سیری بر این گروه داشته باشیم  می توان گفت ناسیونالیسم  در اهداف و سخنان  شعارهایشان دیده می شود که این گروه روز به روز فعالیتهای خود را گسترش می دهند. در یک جمله  اکنون نمی توان درمورد این گروه یا سازمان سخن گفت   چون این گروه فعلا به راحتی در مکانها ظاهر می شوند  و تاکنون هیچگونه درگیری  یا زدوخوردی مابین طرفین دیده نشده والی این گروه تا به حال در یک مسیر با شعار بومی گرایی  که انهم می توان گفت قطبهای سیاست و قدرت در کرماشان در پشت این جنبش باشند .
که در اینده اخبار و بحصهای بیشتر در مورد این گروه به بازار دیالوگ و میدیا گلوبال جهانی خواهد امد  چون در مکانی این گروه پدیدار شده اند که قرنهاست اتش زیر خاکستر بوده این منطقه از تمام جوانب برای رژیمهای سولطه گر بر زاگروس مهم و از استراتژیک بالایی برخوردار بوده و می با شد که می توان گفت مبارزه عظیم در راه است .اتشی که در زیر خاکستر می باشد . داستانی بزرگ و سرنوشت ساز برای کرماشان یا کردستان  به همراه دارد که می توان گفت کرکوک دیگر ولی مردمی اگاه تر و یک صدا ی کرماشانی . منطقه ای که  فرهنگ تمدن و اقتصاد  زاگروس از ان جا  سرچشمه می گیرد  .این برای  قدرتهای بزرگ پروندهای است که فراموش شده و اکنون سرباز کرده و هیچ کس و قدرتی نمی توان جلو دارش باشد. 
ئسرین کرماشانی

نوشته شده توسط کارزان و مانشت در 1:4 AM |  لینک ثابت   • 

پنجم بهمن 1388

تاریخ هنوز هم تکرار می شود

Image
آنکس که حقیقتی را نداند نادان است اما کسی که بداندودانائی خود پنهان کند جنایتکار است .« برتولت برشت »

اولین حکومتی که شما بدان افتخار میکنید !هخامنشیا ن هستند رومن گیرشمن در یک جمله این خاندان را معرفی میکند :« آن چه پادشاه مقتدرهخامنشی از ملل تابعه خواستار بود .1/ زیستن برای او.2/ کار کردن برای او. 3/ انجام دادن فرمان های او . 4/ و مردن برای او بود . از شاهان برجسته ! این سلسله :کوروش بود . چون بخون ریزی عشق می ورزید بعداز کشته شدن، سرش را در طشتی پر از خون انداختند تا آنقدر خون بخورد تا سیر شود . ویل دورانت می نویسد کوروش به کشتار های بی رحمانه ای دست می زد . فرزندش کمبوجیه اثبات عاقل بودنش را برای « پارس ها » فرزندش را هدف تیری قرار داد و گفت اگر به قلب او خورد معلوم می شود که پارس ها اشتباه می کنند .آنگاه کودک بی گناه را نشانه گرفت ، کودک به زمین افتاد به فرمان او جسد شکافته شد و چون تیربه قلب کودک خورده بود ! با لبخندی برلبانش گفت : پس من دیوانه نیستم.آنچه هخامنشیان گرد آورده بودند اسکندربه تاراج برد وصرف آبادانی یونان کرد. ساسانیان : انوشیروان عادل و دادگر!! نظام الملک می نوسید : به دروغ خود را مزدکی خواند ، مزدکیان را بباغ سلطنتی دعوت کرد و سپس فرمان قتل و عام داد به گفته پرسی سایکس : به فرمان انوشیروان در یک شب مزدک و حدود یک صد هزار نفر از پیروانش را به گونه یی بی رحمانه کشتند . حتی کودکان مزدکیان را درگهواره خفه کردند . وپس ازآن بود که خسرو نفسی راحت کشید وبه فکر افسانه زنجیر عدل وآواز جرص افتاد.

سر.جان. ملکم : سیاست انوشیروان را چنین تفسیرمی کند « حکومت بر مبانی اجساد مردم بود نه بر قلوب آن ها » آنچه ساسانیان انباشتند به دست اعراب سپردند ! پهلوی ها : اولی درزندان هایش به امر او زندانیان را با آمپول هوا می کشتند.و دومی در روز روشن زندانیان را از زندان اوین به تپه های اوین برده تیر باران می کردند . از تاریخ جنایات شان چندان نگذشته است . یکی از بزرگ ترین خصیصه ی سلطنت هر دو مخالفت با ملیت ها. بقول جلال آل احمد کرمانشاهان را مستعمره ی تهران کردند .کتاب های کردی را آتش زدند .تدریس بزبان مادری ممنوع شد ، آزدیخواهان را به چوخه ی اعدام سپردند این دو با وجود اینکه به نژاد خود افتتخارمیکردند و نژاد های دیگران پست می شمردند . اولی در آغوش سیاه پوستان مرد و دومی در آغوش اعراب جان سپرد. سلسله پهلوی نیز هر چه را گرد آورده بود به بانک های سوئیس و آمریکا انتقال داد و سر انجام هم معلوم نشد که چه شد .!! این داستان هنوز با شکل وشباهت دیگر برملتمان وملتهای ستم کشیده ایران توسط اربابان قدرت تکرار می شود .

علی ئیلامی
نوشته شده توسط کارزان و مانشت در 7:14 PM |  لینک ثابت   • 

پنجم بهمن 1388

اندیشه‌ فرانسوا ولتر در 1730 و احزاب سیاسی کرد در 2010 میلادی

Imageجدیدآ در سایت روژهلات متوجه‌ مطلبی شدم که‌ به‌ باور من تعمق و توجه‌ بر آن بسیار ضروری است، زیرا آزادی بیان و حق دادخواهی یا جوابگوئی در مقابل اتهامات، یک حق طبیعی انسان امروزی است.
یعنی اینکه‌ هرگاه‌ یک شخص یا یک گروه‌ انسانی حقوقشان پایمال و یا به‌ خطر میافتد، باید حق دفاع و جوابگوئی داشته‌ باشند.
اکنون تقریبآ‌ هر جریان یا شخص آزاده‌ای ظاهرآ متعهد به‌ تلاش برای ایجاد شرایط برابر در گفتگو و اطلاع رسانی مساوی میباشد و بعضیها نیز در اعتقاد به‌ این قوائد بیش از حد تظاهر میکنند، تا با فریب به‌ مقصدی خاص برسند، اما آنچیزی که‌ هر جریان و شخصی را از این آزمایش مهم سربلند بیرون میآورد، کردارها و رفتارهای متناسب با این موازین حقوقی میباشد، نه‌ گفتارها و شعارهای بسیار رنگین و بدون پشتوانه‌ عملی و علمی.
در واقع میتوان گفت که‌ سنگ محک آزاده‌گی یک انسان ‌، شیوه‌ی برخورد و دفاع او از دسترسی آزاد و برابر تمامی شهروندان یک کشور، به‌ امکانات رسانه‌ای یکسان و بدون تبعیض و تحریم است.

به‌ همین دلیل میل دارم چند جمله‌ای را در این رابطه‌ با دوستان و هموطنان کردم در میان بگذارم، به‌ این امید که‌ بتوانیم با درس گرفتن از حوادث و اتفاقات اطراف خویش، بیشتر به‌ آینده‌ و امکان تبدیل آرزوهایمان به‌ یک واقعیت مطمعن تمرکز داشته‌ باشیم، نه‌ حدر دادن انرژی در بنای کاخی از آرزو بر بال بادهای خیالی پپولیزم حزبی و غیر قابل اعتماد.
ما کردهای حوزه‌ی کرماشان ایلام و لرستان، سالهای متمادی از این نعمت برابری و برخورداری مساوی از امکانات رسانه‌ای و نوشتاری محروم بوده‌ و بخوبی حصار سیاسی و فرهنگی هموطنان همرزم را بدور آرزوهای خویش در عمل تجربه‌ کرده‌ایم.
اگر چه‌ این اواخر با حضور مردم این نواحی به‌ لطف تلاش و کوشش آگاهانه‌ برخی از مبارزین و روشنفکران آن دیار توانسته‌ایم از امکانات رسانه‌ای ملت کرد اندک استفاده‌ای بکنیم، نباید فراموش کرد که‌ هنوز همچون مادر مرده‌ای بر سر صفره‌ی زن بابا میمانیم و دیگران کنترل و هدایت کارها را در دست دارند و رابطه‌ عبدآ عادلانه‌ نیست و موفقیتهای بدست آمده‌ نتیجه‌، آگاهی، خودباوری و سرسختی برخی از این عزیزان فعال میباشد.
اما اکنون تمامخواهی و ماهیت واقعی این برتریطلبی متوجه‌ خود کسانی میشود که‌ در یک جبهه‌ سالها در مقابل پایمال شدن حقوق بخشی از اهالی سرزمینشان سکوت و همکاری کرده‌اند، بخشی از ملت کرد را سانسور و ایزوله‌ و تمامی امکانات بدست آمده‌ را در اختیار یک بخش از این ملت قرار داده‌اند.
برای هر ملتی که‌ در مسیر تغییر گام بر میدارد، یک سوال بسیار سرنوشت ساز وجود دارد، و آن هم درجات قابل اطمینان بودن سازه‌ها و تشکیلات رهبری کننده‌ یک تغێیر از حال به‌ آینده‌ را مطرح میکند.
به‌ باور من باید دید که‌ چه‌ مکانیزمی وجود دارد تا این روند محروم سازی یک بخش از ملت و مهیا کردن امکانات برای بخش دیگر را کنترل کرده‌ و اعتماد عمومی را به‌ فرد فرد تشکیل دهنده‌ یک ملت در حال گذار باز گرداند.
از آنجائیکه‌ بنده‌ اعتقاد دارم که‌ احزاب در واقع ماتریال یا وسایل یک ساخت و ساز اجتماعی برای خوشبختی انسانها هستند و نه‌ زنجیره‌ای از شخصیتهای مقدس که‌ هرگز هم ما را به‌ سر منزل مقصود نرسانده‌اند، بلکه‌ بخشی از انسانها را توسط اشاعه‌ی عمدی تقدس کاذب، در زندانی از تعصب مضر حزبی حصار کرده‌ و از دیگر هم‌ وطنان خویش جدا کرده‌اند.
با این احوال چرا نباید پرسید؟ آیا این ابزار یا احزابی که‌ قرار است در آینده‌ توسط آنها، خواست و ایده‌های انسانی ما به‌ واقعیت مبدل شوند، چه‌‌اندازه‌ قابل اطمینان و تا چه‌ حدی اصلآ باورمند به‌ تعهدات خویش هستند؟
آیا جریانی که‌ تنها وسیله‌ اعمال نفوذش یک تلویزیون است که‌ بخشی از آنرا به‌ اجاره‌ داده‌ است و با پیمان شکنی سعی در معامله‌ بر سر پخش یا عدم پخش صدای اجاره‌کننده‌گان دارد، چگونه‌ برای رهبری یک جنبش مردمی قابل اطمینان است؟
اگر این داستان حقیقت ندارد و مدعیان خرابکاری در پخش برنامه‌ صادق نیستند، پس این چگونه‌ جریانی است که‌ در اداره‌ی یک پروگرام ساده‌ عاجز میماند و بجای قبول مسئولیت، ناتوانی خودرا به‌ گردن دیگران میاندازد، آیا اینچنین جریانی توان اداره‌ مملکت را دارد؟
با طرح یک اگر دیگر میشود پرسید که‌، اگر حقیقت دارد و حزبی از حزب دیگری درخواست کرده‌ است تا جوابیه‌ رقیبش در هنگام پخش دچار مشکل شود، چگونه‌ میتوان به‌ رعایت حقوق برابر و عدالت در مورد مخالفان امیدوار بود؟ در حالیکه‌ مدعیان رهبری در آینده‌ توان شنیدن جواب رقیبشان را نداشته‌ باشند و برای خفه‌ کردن صدای طرف معامله‌ و باجدگذاری کنند.
یکی از اصول اساسی و اولیه‌ای، که‌ بیشتر احزاب کردی بدان تعهد کرده‌اند ، همان دمکراسی و حقوق بشر است، که‌ نباید هرگز خود احزاب آنرا پایمال کنند.
ما میبینیم که‌ هنوز هستند احزابی که‌ بیرحمانه‌ به‌ دیگران تهمت و برچسب میزنند ، تمام توان خود را در سیاه‌ کردن مخالفانشان به‌ کار میگیرند، هرگز به‌ قربانی خویش اجازه‌ی دفاع هم نمیدهند و میخواهند شایعات ساختگی خویش را بدون مقاومت طرف مقابل به‌ خورد جامعه‌ بدهند.
به‌ باور بنده‌ در چنین شرایطی خود جامعه‌ یا به‌ قولی ملت نیز قربانی شارلاتانبازی اینجور جریانات شده‌ و میشود، زیرا از طرفی این ملت مجبور به‌ شنیدن اطلاعات غلت و یکجانبه‌ گشته‌است و از طرف دیگر در نتیجه‌ آن دچار تحلیل و تصمیم اشتباه‌ میگردد.
در نهایت بدین روش ممکن است که‌ صادقترین و خادمترین افراد جامعه‌ قربانی تمامخواهی و حیله‌گری حزبی گشته‌ و در نتیجه‌ آن ملت نیز از توان و کارآئی دلسوزان واقعی خود محروم شود.
بهتر است که‌ به‌ یادمان باشد چونکه‌ ادامه‌ این روند در درازمدت تبدیل به‌ یک تراژدی ملی خواهد شد.
این در حالی است که‌ جریانات مذکور خود ‌ بارهها آزادی بیان یعنی دسترسی همگان به‌ اطلاعات معتبر و آزاد را وعده‌ داده‌اند.

ناگفته‌ نماند که‌ در این رابطه‌ هدف بنده‌ دفاع از هیچکدام از طرفین درگیر نمیباشد زیرا حداقل در این مورد، کلیه‌ی عوامل درگیر، میوه‌ی یک درخت و تربیت شده‌ی یک فرهنگ میباشند.
سیاست حاکم در این گروهای درگیر را میتوان چنین تشبیح کرد، بیشترین امکان تهاجم و تبلیغ برای خود و کمترین امکان دفاع برای طرف مقابڵ.
در اینجا است که‌ ناخودآگاه‌ آدم یاد آن بزرگوار، فرانسوا ولتر میافتد که‌ فرمودند، " با اینکه‌ موافق حرفهای شما نیستم، لیکن حاضرم جانم را بدههم تا شما آزادانه‌ حرفت را بزنید"
موضوع از این قرار است که‌ در سایت روژهلات مطلبی را خوندم، که‌ گویا در دیداری مابین آقایان عمر ایلخانیزاده‌ و حسن شرفی ، قرار بر این شده‌ است که‌ دفاعیات آقای خالد عزیزی در تلویزیون آسو سات ‌ متعلق به‌ جریان آقای ایلخانیزاده‌، با مشکل مواجه‌ شود و چنین نیز شده‌ است.
اگر این اقدامات حقیقت داشته‌ باشند دیگر احتیاجی به‌ بحث ندارد ، چون هر آدم عاقلی در حد توان و شعور شخصی خویش به‌ آن برخورد خواهد کرد.
اما فرض بر این بگذاریم که‌ هیچ واقعیتی در کار نیست و آقای ایلخانیزاده‌ در مقابل درخواست دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران چنین معامله‌ای را قبول نکرده‌اند، که‌ یک جریان دیگر را سانسور و یا از حق جوابگوئی محروم نمایند. در این صورت شاید مسئله‌ برای خیلیها منتفی باشد، اما این برای بنده‌ پایان کار نیست، زیرا من هنوز با خود فکر میکنم ، که‌ اینچنین تصوری از اداره‌ رسانه‌ و مطبوعات باید سابقه‌ای‌ داشته‌ باشد و طبیعتآ باید بارها چنین کارهائی صورت گرفته‌ باشد، اگر نه‌ چنین تصوری ممکن نبود.
البته‌ در اینمورد این قاعده‌ شامل تمامی طرفهای درگیر از جمله‌ کسانیکه‌ این تصور را آفریده‌اند نیز میشود.

از خواننده‌گان گرامی تقاضا میشود به‌ متن زیر توجه‌ نمایند تا خود شاهد ماجرا باشند.
علی مهرابی

http://www.4rojhelat.org/index.php?id=6141

بۆرۆژهه‌ڵات – ناوه‌ندی هه‌واڵ: له‌ ماوه‌ی چه‌ند شه‌وی رابردوودا، ئه‌و به‌رنامه‌یه‌ی که‌ له‌ لایه‌ن کوردکاناڵ، ته‌له‌یزونی زمانحاڵی حیزبی دێموکراتی کوردستان، بۆ وڵامدانه‌وه‌ به‌ قسه‌کانی حه‌سه‌ن شه‌ره‌فی، جێگری سکرتێری حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران ئاماده‌ کرابوو، توشی وه‌ستان و کێشه‌ی تیکنیکی کرایه‌وه‌. سه‌رچاوه‌یه‌کیش له‌ کوردکاناڵ به‌ بۆرۆژهه‌ڵاتی راگه‌یاند که‌ ئه‌وان پێیانوایه‌ که‌ کۆمه‌ڵه‌ی زه‌حمه‌تکێشانی کوردستان که‌ خاوه‌نی ئاسۆ ساته‌، به‌ ئانقه‌ست ده‌ستی بۆ ئه‌و کاره‌ بردووه‌.

سه‌رچاوه‌که‌ی بۆرۆژهه‌ڵات روونی کرده‌وه‌ که‌ بریاری وه‌ستاندن و خه‌له‌ل تێکردن له‌و به‌رنامه‌یه‌ی کوردکاناڵ بۆ سه‌ردانی عومه‌ری ئیلخانی زاده‌ له‌ ده‌فته‌ری سیاسی حدکا و داوای حه‌سه‌نی شه‌ره‌فی بۆ وه‌ها هه‌نگاوێک له‌ کۆمه‌ڵه‌ی زه‌حمه‌تکێشان ده‌گه‌ڕێته‌وه‌. به‌ تایبه‌ت که‌ سه‌ردانه‌که‌ی ئیلخانی زاده‌ هاوکات بوو له‌ گه‌ڵ بڵاوبوونه‌وه‌ی رێکلام بۆ به‌رنامه‌که‌ له‌ کوردکاناڵ دا.

سه‌رچاوه‌که‌ی بۆرۆژهه‌ڵات له‌ زمان کارمه‌ندێکی پێشووی "ئاسۆ سات"ەوە کە ئێستا لەوێ نەماوه‌، ئاشکرای کرد که‌ کە له‌و کاته‌دا تەبلیغی ئەو بەرنامەیە کە تایبەت بووە بە وەڵامی قسەکانی "حەسەن شەرەفی"، لە کورد کاناڵ بڵاو بۆتەوە لەسەر داوای "حدکا" رۆژی سێ شەممەی رابردوو(22ی بەفرانبار) دەفتەری سیاسی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران و کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستان کۆبوونەتەوە و لەو دانیشتنەدا کە مستەفا هیجریش ئامادە بووە "حەسەن شەرەفی"، داوای لە عومەری ئیلخانی زادە کردوە کە نەهێڵن ئەو بەرنامانەیەدا کە تایبەتە بە وەڵامی قسەکانی ناوبراو لەسەر لێکدانەوەکانی"خالید عەزیزی"، سکرتێری گشتی حیزبی دیموکراتی کوردستان بە باشی بڵاو بێتەوە. عومەری ئیلخانی زادەش ئەم داوایە وەک بڕیارێک بە بەڕێوەبەرانی ئاسۆ سات راگەیاندووە.

بەرنامەکه‌ی کورد کاناڵ تایبەت بوو بە قسەکانی "حەسەن شەرەفی" لەسەر لێکدانەوەکانی وتوێژێکی"خالید عەزیزی"، که‌ پەخشی هەر سێ بەشەکەی تووشی کێشەی تیکنیکی و وه‌ستان بۆوه‌..

تەلەفزیۆنی کورد کاناڵ زمانحاڵی حیزبی دیموکراتی کوردستانە که‌ لە سەر فێرکانسی ئاسۆ سات که‌ ته‌له‌یزونی کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستانە، بڵاو دەبێتەوە. به‌رپرسانی کوردکاناڵ به‌ ته‌مان له‌ ماوه‌ی داهاتوودا په‌خشی به‌رنامه‌کانی ته‌له‌یزونه‌که‌ له‌ سه‌ر فرێکانسی ئاسۆسات بوه‌ستێنن و بۆ سه‌ر فرێکانسێکی سه‌ربه‌خۆ بیگوازنه‌‌وه‌. ئه‌وه‌ش ته‌له‌یزونی کۆمه‌ڵه‌ی زه‌حمه‌تکێشان له‌ گه‌ڵ قه‌یرانی دارایی به‌ره‌وڕوو ده‌کاته‌وه‌ که‌ تا ئێستا به‌شێکی زۆری هه‌زینه‌ی وه‌شانی ئه‌و ته‌له‌یزونه‌ له‌ لایه‌ن حدک،ه‌وه‌ بۆ وه‌شانی کوردکاناڵ ده‌درا به‌ کۆمه‌ڵه‌ی زه‌حمه‌تکێشانی کوردستان.
نوشته شده توسط کارزان و مانشت در 7:12 PM |  لینک ثابت   • 

پنجم بهمن 1388

ئدام زندانیه‌یل سیاسی مه‌ده‌نی کورد وه‌ تاوان "محاربه‌" گه‌رد خوا

Imageن. حشمه‌ت خوسره‌وی


وه‌رجه‌ ئه‌وه‌ێگه‌ ده‌س بکه‌م وه‌ نوویسان سه‌ر قه‌ڵه‌م ئی هه‌فته‌، خه‌راو نیه‌ که‌ بزانیم که‌له‌مه‌ی " محاربه‌" یانێ چه‌؟
مه‌به‌س جمۆری ئسلامی له‌ وه‌ کار هاوردن ئی که‌له‌مه‌ چه‌س؟
مۆفه‌سره‌ێل و شاره‌زاگه‌ێل ئیسلامی هان له‌ سه‌ر ئه‌و هویره‌ که‌ " محارب" وه‌ که‌سێگ ویشن که‌ چه‌ک هه‌ڵگرتووید و وه‌رانووه‌ر وه‌ خوا ویسیاوید و ئاخره‌گه‌ی بوود وهو‌ بایس نا ئارامی.
له‌ لاێگ تره‌گ، له‌ روانگه‌ی فه‌قه‌ی ئسلامیووه،‌ بنه‌وا و بنه‌ڕه‌ت ئی که‌له‌مه‌ هه‌ڵگه‌ریه‌تووه‌ لای که‌له‌مه‌ی ئه‌ره‌ویی" حرب" وه‌ مانای جه‌نگ .

ئیه‌ وه‌و ماناسه‌‌ که‌ هه‌ر که‌سێک زد وه‌ ده‌وڵه‌ت و ده‌سه‌ڵات ئسلام هێزگرتن یا جموجویل له‌ خوه‌ێ نیشان بیه‌ید یا وه‌رانوه‌ر وه‌ ده‌وڵه‌ت تفه‌نگ هه‌ڵبگرێد ئه‌وا جۆر که‌سێکی محارب و دوژمن خوا تماشا کریه‌د . گه‌وراترین حوکم ئه‌ڕای ئه‌و که‌سه‌ێله‌، ئدامه‌.
ئه‌را وێنه‌ هه‌فته‌ی وه‌رین دادستان گشتی جمۆری ئسلامی ئێران ده‌رێخست که‌ به‌شداری له‌ خوه‌نیشاندانه‌کان و ناره‌زایه‌تی خه‌یاوانی و هه‌ر له‌یوا به‌رزه‌وکردن دروشمه‌ێل سیاسی زد وه‌ سیستم وه‌لایه‌ت فه‌قی له‌ روانگه‌ی یاسای بنه‌ڕه‌تی وڵات جۆر " محاربه‌" حه‌ساو کریه‌د.
ئیه‌ وه‌ ماناسه‌ که‌ ته‌مام ئه‌و که‌سه‌ێله‌ که‌ له‌ مه‌رکه‌ز ئێران و له‌ خوه‌رهه‌ڵات کوردستان ده‌سگیر کریانه‌س، حوکمیان ئدامه‌. چیونکه‌ زد وه‌ بریارگه‌ێل وه‌لایه‌ت فه‌قی هه‌ڵس و بنیش له‌ خوه‌یان نیشاندانه‌س که‌ ئیمرۆژ سیفه‌ت و جایگای وه‌لایه‌ت فه‌قی له‌ ئێران هاوسانه‌ وه‌ل خوا.
وه‌ی پێش وه‌تنه‌ کوڵه‌ توام باس له‌ ئتماڵ ئدام 18 گله‌ له‌ هه‌ساره‌گه‌ێل خوه‌رهه‌ڵات زامار بکه‌م که‌ وه قه‌وڵ وه‌رێوه‌ره‌ێل جمۆری ئسلامی وه‌ تاوان محاربه‌ و زدایه‌تی گه‌رد خوا که‌فتنه‌سه‌ سوویچ زندان و هه‌ر له‌حزه‌ چه‌وه‌رێ جێوه‌جێ کردن، حوکم ئدامن.
وه‌رین ئدام له‌ کوردستان هه‌ڵناگه‌ریتووه‌ ئه‌را لای ئدام که‌سه‌ێڵکیک له‌ وێنه‌ی " ئحسان فه‌تاحیان" و " فه‌سیح یاسه‌مه‌نی" به‌ڵکه‌م هه‌ڵگه‌رێتووه‌، ئه‌را یه‌که‌مین چرکه‌گه‌ێل وه‌ ده‌سه‌ڵات ره‌سین سیستم ولایه‌ت فه‌قی وه‌ سه‌رپه‌ره‌ستی ئیمام خومه‌ینی.
یه‌که‌مین ئه‌نفاڵ و جه‌مکوشی خاڵخالیه‌یل له‌ کوردستان له‌ گه‌وره‌ شار کرماشانووه‌ ده‌س وه‌پێکرد. ئه‌ویش وه‌ تیرواران کردن " گرجی بیانی" و 10 نه‌فه‌ر تره‌گ له‌ هه‌ڤاڵیه‌یلی له‌ زندان دێزڵ ئاوای کرماشان .
له‌ شون ئه‌وه‌ به‌ش فره‌ێگ وه‌ ناوچه‌گه‌ێل تره‌گ سه‌ر وه‌ ئوستان کرماشان له‌ وێنه‌ی سه‌رپێل زه‌هاو که‌فتنه‌ وه‌ر ماشین ئدام و جه‌مکوشی پاسداره‌ێل ئیمام خومه‌ینی.
دۆماخر، خالخالی و تاوانباره‌ێل تره‌گ جمۆری ئسلامی له‌ کرماشانووه‌ که‌فتنه‌ رێ وه‌ره‌و کامیاران، سنه‌، مه‌ریوان، سه‌قز، بۆکان، مه‌هاباد، ئورومیه‌، شنۆ، پیرانشار، نه‌غه‌ده‌ و سه‌رده‌شت و له‌یوا گه‌وراترین جه‌مکۆشی زد وه‌ میله‌ت بێ تاوان کورد له‌ خوه‌رهه‌ڵات کوردستان ده‌س وه‌پێکردن.
کورد وه‌ تاوان ئازادیخوازی و ره‌سین وه‌ مافگه‌ێل نه‌ته‌وایه‌تی خوه‌ێ که‌فتنه‌ ناو چوارچیوه‌ی سیاست " محاربه‌" و ئه‌وان له‌ هوویچ کارێکی نا ئنسانی ده‌س گیر نه‌یانووه‌ و ته‌نانه‌ت مناڵ ناو هه‌ڵۆرکیچ وه‌ سه‌ره‌نیزه‌ شه‌ڵاڵ وه‌ خوین کردن. مه‌گه‌ر بوود " قارنێ و قه‌ڵاتان" هه‌ر وه‌ی ئاسانیه‌ له‌ هویر تاریخ بسریه‌تووه‌؟
مه‌گه‌ر تاوان کورد له‌ خوه‌رهه‌ڵات کوردستان چه‌ بی که‌ له‌یوا بێ ره‌حمانه‌ که‌فتنه‌ وه‌ر جهاد ئیمام خومه‌ینی له‌ 28 گه‌لاوێژ 1358؟
بێگومان گه‌وره‌ترین تاوان میله‌ت کورد ئه‌وه‌ بی که‌ داوای مافه‌ێل نه‌ته‌وایه‌تی خوه‌یان کردن و ئاماده‌ نه‌وین هوویچ وه‌خت ده‌س له‌ مافه‌ێل ره‌وای خوه‌یان هه‌ڵبگرن.
میله‌ت کورد له‌ ساڵگه‌ێل وه‌ سه‌ر کاتن جمۆری ئسلامی یه‌کمین نه‌ته‌وه‌ بی که‌ ئاماده‌ نه‌وی ده‌نگ بیه‌ید ئه‌ڕا ته‌سوویب سیسته‌م ولایه‌ت فه‌قی.
له‌ لایگ تره‌گ، جمۆری ئسلامی له‌ وه‌ر ئه‌وه‌ێگه‌ قانوون بنه‌ره‌تیه‌گه‌ له‌ سه‌ر بنه‌وای ئسلام نوویسیاس جا وه‌ی خاتره‌ له‌ ئسلامدا باس له‌ که‌له‌مه‌ی " امت" کریاس و ئیه‌ مانای ئه‌وه‌سه‌ که‌ میله‌ت یا میله‌ته‌ێل له‌ قانوون جمۆری ئسلامی بێ ماناس و هه‌ر جۆره‌ کار و چالاکیه‌یک له‌ ده‌ره‌وه‌ی" امت اسلامی" زدایه‌تیه‌ وه‌ل فه‌رمانگه‌ێل خوا.
جمۆری ئسلامی له‌ 30- ساڵ وه‌رین وه‌ ده‌یان شکڵ و شێوه‌ شه‌نس خوه‌ێ ئه‌ڕا ته‌سفیه‌ کردن هویر نه‌ته‌وایه‌تی له‌ خوه‌رهه‌ڵات کوردستان تاقی کردیه‌سووه‌، وه‌ڵێ وه‌ مه‌رامگه‌ێل خوه‌ێ نه‌ره‌سیه‌س و نه‌ک نه‌توێنسته‌ ئیراده‌ی نه‌ته‌وایه‌تی و مافخوازی ئی میله‌ته‌ له‌ ناوبووه‌ن، به‌ڵکه‌م ئاست هوشیاری و هۆشمه‌ندی میله‌ت کورد له‌ یه‌ک ده‌یه‌ی وه‌رین ره‌سیه‌سه‌ سۆنێگ که‌ حه‌ره‌که‌ت و هێزگرتن مه‌ده‌نی بیه‌س وه‌ گه‌پترین حه‌ره‌که‌ت ئه‌را ره‌سین وه‌ ئازادی.
نیشانه‌گه‌ێل کۆمه‌ڵگای مه‌ده‌نی له‌ ناو یه‌کیه‌تیه‌یل خوه‌ندکاری، فه‌رهه‌نگی و روشنویری به‌رزه‌و بیه‌س و زندانیه‌یل ئوین، دێزڵ ئاوا، ره‌جایی شه‌هر، سنه‌ و ئورومیه‌ شایه‌تی ده‌ن ئه‌ڕا خه‌بات سیاسی و مه‌ده‌نی نۆخبه‌گه‌ێل کورد له‌ وه‌رانووه‌ر سیستم جمۆری ئسلامی.
ئیمرۆژ دی ئه‌را په‌یا کردن نموونه‌گه‌ێل ئه‌ده‌بیات شۆڕشگیرانه‌ هه‌وه‌جه‌ نیه‌که‌ید ئاماژه‌ وه‌ " گوڵسورخی و سه‌مه‌د به‌هره‌نگی" بکه‌یم، به‌ڵکه‌م که‌سێک له‌ وێنه‌ی مامۆستا" فه‌رزاد که‌مانگه‌ر" به‌سه‌ ئه‌ڕا ئتراف و دگان نان وه‌ ئیراده‌ی نه‌ته‌وایه‌تی له‌ خوه‌رهه‌ڵات کوردستان.

ئیمروژه‌ سوویچ زندانگه‌ێل جمۆری ئسلامی ئاڵشت کریاس وه‌ مه‌یانێگ ئه‌را مۆبارزه‌ زد وه‌ سیاسه‌ت ئنکار و له‌ ناوبردن ئیراده‌ میله‌ت کورد و به‌یداخ هه‌ڵگر ئی رامانه‌ تا هێمان 18 فه‌ئاڵ سیاسی و مه‌ده‌نین که‌ دونیا له‌ ئاست هاوار بێبه‌شی ئی ئایه‌مگه‌ێله‌ بێده‌نگه‌.
له‌ێره‌و جێ خوه‌یه‌ که‌ وه‌ نیشانه‌ی پشتیوانی له‌ که‌سه‌ێل زندانی و ماکووم کردن ئدام له‌ کوردستان بێده‌نگی هێزه‌ێل سیاسی ئێران و کوردستان و هه‌ر له‌یوا بێده‌نگی میدیاگه‌ێل کوردی بکه‌فێته‌ وه‌ر ڕه‌خنه‌ ‌و ئێره‌نگه‌ وه‌خت ئه‌وه‌ هاتگه‌ که‌ ئوپۆزسیون کورد له‌وه‌ زیاتر وه‌ چه‌و سیاسیووه‌ تماشای گیریاگه‌ێل کورد له‌ زندانگه‌ێل جمۆری ئسلامی نه‌که‌ن و ئمجا ته‌مام هێزه‌ێل سیاسی خوه‌رهه‌ڵات کوردستان بایه‌س له‌ ده‌وه‌ر یه‌ی پلاتفۆرم نه‌ته‌وه‌یی جه‌مه‌و بن و لانی که‌م ل‌‌وه‌رانووه‌ر 20 خاڵه‌گه‌ی جۆنبش سه‌وز و رابه‌ره‌ێلی ته‌رح خوه‌یان بیه‌ن چیونکه‌ له‌و 20 خاڵه‌ هوویچ ئاماژه‌ێگ وه‌ ماف میله‌ته‌ێل نه‌کریاس.
وه‌ گشتی روشنویره‌یل، چالاکه‌ێل سیاسی و مه‌ده‌نی کوردیچ پیویسته‌ خواسته‌ێل نه‌ته‌وایه‌تی کورد بخه‌نه‌ وه‌ر چه‌م رای گشتی ئه‌را ئه‌وه‌ێگه‌ له‌وه‌ فره‌تر کورد له‌ مه‌یان سیاسی ده‌س که‌م نه‌گرن
نوشته شده توسط کارزان و مانشت در 7:7 PM |  لینک ثابت   •