دوازدهم بهمن 1388
بیانیه رهبری جنبش زاگروس در حصوص اوضاع کنونی ایران
اوضاع کنوني خاورميانه با حضور نظامي ايالات متحده آمريکا شرايط و فضايي ايجاد کرده است که سرنوشت ایران با اوضاع کنوني دست نخورده نخواهد ماند. يکي از جنايتکارترين نظام هاي فاسد و ديکتاتوري، بعث عراق فروپاشيده شد. حال نظام ها ي فاسد و ديکتاتوري هاي ديگر در خاورميانه هنوز بر قدرت مسلط اند و آرزوي نيروهاي معتقد به ارزش هاي انساني، برچيدن و از بين رفتن اين نظام ها است به ويژه نظام اسلامي در ايران. ولي بايد از خود پرسيد براي از بين بردن چنين نظامي ملتهای ايرانی چه هزينه اي را بايد متحمل شوند. و برچيدن اين نظام رسالت ملي ملتهای ایرانی است و يا بايد با قدرت نظامي ابرقدرت ايالات متحده برچيده شود.
آن چه مسلم است بهترين گزينش برای برچيدن اين نظام قيام ملتها است تا بساط ظلم و ستم يک عده جنايتکار را خود مردم با دستان خود، برچينند .،.
ايالات متحده آمريکا نظام اسلامي را بر سر دو راهي و حتي يک انتخاب قرار خواهد داد. برای ملتهای ایرانی يک راه حل در مقابل نظام حاکم وجود دارد و آن هم براندازي يک پارچه دستگاه فساد حاکم است.
بمب گذاري هاي اخير در عربستان سعودي و کشته شدن تعداد زيادي از شهروندان ايالات متحده آمريکا، منجر بر آن گرديد که با داشتن اخبار و اطلاعاتي که دستگاه هاي اطلاعاتي آمريکا در دست دارند که اين عمليات به وسيله پايگاه هاي تروريستي القاعده از ايران انجام پذيرفته است و پشت اين گروه تروريستي پاسدارهاي زير نفوذ دستگاه حاکميت قرار دارند که از القاعده و افراد آن حفاظت مي کنند.
تهديدات عديده ايالات متحده آمريکا مبني بر فروپاشي نظام اسلامي به ويژه نشستي که در پنتاگون انجام پذيرفت، آخوندهاي حاکم را به وحشت انداخت و آن ها اعلام کردند که حاضرند اعضاي القاعده را که در ايران ساکن هستند به آمريکايي ها تحويل دهند تا بهانه از دست ايالات متحده آمريکا براي اجراي برنامه هاي فروپاشي حاکميت و سقوط آن گرفته شود.
به اعتقاد ما نظام اسلامي براي ادامه حيات خود مي کوشد و حفظ منافع و مصالح ملي هرگز مسئله اش نبوده است. تمامي ابزار سياسي و ديپلماتيک را نظام براي باقي ماندن بر قدرت به کار خواهد گرفت. سياست رعب، خفقان و اعدام و شکنجه، ترور و تروريسم يکي از ابزار حفاظت قدرت حاکم بوده است. و لذا براي امر حفظ قدرت حاکم حاضر خواهند بود که تمامي امتيازات اقتصادي و سياسي و نظامي را به ايالات متحده آمريکا بدهد تا از گزند تيربار ايالات متحده در امان بماند.
ايالات متحده رژيم اسلامي را مبجور مي کند که:
1 _ اسرائيل را به رسميت بشناسد.
2 _ دست از حمايت مالي و لجستيگي دشمنان اسرائيل گروه هاي تروريستي اسلامي بردارد.
3 _ آزمايشات و يا ساخت ابزار کشتار جمعي را متوقف کند.
4 _ در مذاکرات صلح اسرائيل و اعراب دخالت نکند.
5 _ دست از سياست هاي ترور و تروريستي عليه اتباع ايالات متحده آمريکا و اسرائيل بردارد.
6 _ منع فعاليت هاي تروريستي براي گروه هاي القاعده از خا ک ايران و تحويل دادن اين تروريست ها به ايالات متحده آمريکا
جناح هاي قدرت حاکم در تکاپوي همه جانبه براي متقاعد کردن ايالات متحده درآمده اند و با فرستادن سفراي ويژه خود به پايتخت هاي جهان مي کوشند ايالات متحده آمريکا را متقاعد کنند که به خواسته هاي آن تن خواهند داد.
قدرت حاکمه به شرط و شروط ايالات متحده که بخش عظيم آن در خصوص منافع اقتصادي و انرژي در ايران است چنانچه به خواست ايالات متحده آمريکا بتواند بر اريکه قدرت بماند جامعه عمل خواهد پوشاند.
اگر تاکنون اتحاديه اروپا براي حفظ منافع اش از حکومت جنايتکار اسلامي دفاع بدون قيد و شرط مي کرد و در ثبات آن نقش داشت پس از نظر دولتمردان رژيم، قدرت اقتصادي و نظامي ديگر چون ايالات متحده هم با راه کارهاي نزديکي کردن و مذاکره علني با آن مي تواند در ايران حضور علني در تمامي عرصه هاي اقتصادي داشته باشد: حضور آمريکا منافاتي با منافع نظام در ايران نخواهد داشت.
حال چه تغييراتي مي تواند براي يک چنين روابطي بين نظام اسلامي و ايالات متحده جز آنچه برشمرده ايم، آن هم در سياست خارجي، زمينه نزديکي دوطرف باشد:
به اعتقاد ما به احتمال قوي نقش رهبري ولايت فقيه از قانون اساسي اسلامي حاکم برداشته مي شود و اين نهاد ارتجاعي ملغا خواهد گرديد. نامه ي اخير 135 نفر از نمايندگان مجلس اسلامي که نهايتا پيشنهادي است براي نوشيدن جام زهر به مقام ولايت فقيه و . بالاخره استعفاي 13 نفر از نمايندگان همين مجلس در تاريخ 27\5\2003 بياني است از خطر احتمالي که چنانچه تمرکز قدرت مانند سابق در دست خامنه اي منحصر باشد بحران هاي حاکم در نظام و جامعه تشديد و نهايتا شرايطي ايجاد خواهد کرد که ايالات متحده آمريکا، بتواند به عمليات فروپاشي اين حاکميت و اين نظام مبادرت ورزد. لذا کشتي نظام فاسد و جنايتکار اسلامي در حال غرق شدن است و خرموش هاي طاعوني و لاشخورهاي حکومتي از اين کشتي به آب مي پرند. اعتراض نمايندگان مجلس به سردسته جنايتکاران حکومتي، خامنه اي و شوراي نگهبان و ديگر متنفذين حکومت، دال بر اين حقيقت است که پايه هاي اين حکومت به لرزه درآمده است. نامه نمايندگان به خامنه اي و پيشنهادات تغييرات اساسي در نظام در جهت جلوگيري از فروپاشي مناسبات کنوني است. چنان چه تمامي فعاليـت ها سازگار نباشد، راه نجات خود را در فرار از پست هاي دولتي و ديگر منابع درآمدهاي غيرمشروع خواهند ديد.
با اين وصف اين نظام و اين حکومت با شواهد عيني فروپاشي اش محتوم است. تغيير در ساختار نظام ديگر دير است. چنانچه ايالات متحده بتواند به خواسته هاي خود نايل آيد و نظام را تابع عوامل خود بکند، شايد نظام اسلامي بتواند بر اريکه قدرت باقي بماند و عمده ترين مشکل که آن هم براندازي رژيم است را نمي توانيم چنان چه آمريکا هم حامي رژيم اسلامي باشد، به پايان رسانيم.
در نتيجه نظام اسامي مناسبات سياسي حاکم در ايران را در حصارهاي سياه قرون وسطايي و استبداد مطلقه نگاه خواهد داشت و اسارت ملتهای ایرانی به دست اين نظام ادامه خواهد يافت.
براي ايالات متحده آمريکا و يا اتحاديه اروپا آنچه تعيين کننده و محوري است مصالح اقتصادي آنها است و حفظ مناسبت انساني و يا استقرار دمکراسي و آزادي در جايي که منافع آنها شکل محوري پيدا کند الزامي نيست. از اين رو در چنين صورتي جامعه ما با کمک دو بلوک صنعتي جهان چون ديگر کشورهاي استبدادي در قلمرو نظام هاي ارتجاعي چون عربستان سعودي قرار خواهد گرفت و کشورهاي صنعتي جهان با کمک عوامل خود در قدرت دولتي که در اينجا همچنان نظام اسلامي است در پي حفظ منافع خود هواهند بود.
چه بايد کرد:
به اعتقاد جنبش ما بايد نيروهاي ازادی خواه دمکرات .ملیتها از هم اکنون صف خود را هر چه بيشتر فشرده تر کنند. بايد تمامي امکانات ملي و بين المللي را به کار گيريم و براي انتقال قدرت به نمايندگان راستين مردم که همان جنبش ملتهاست و استقرارحکومتهای قانوني را ه را هموار نماييم. بايد به تمامي آن کساني که در سياسـت هاي بين المل نقش دارند تفاهم کنيم که تنها راه حل براندازي اين حکومت برابرمصالح ملتهای ایرانی است و براي امر رهايي ملتها از چنگال نظام استبدادي حاکم بايد ازهم اکنون اتحاد و سازمان دهی نيروهاي ازادی خواه و دمکرات زنان .جوانان و ستون اصلی دانشجویان باشیم . از اين رو ما از همه آن کساني که آرزوي استقلال، دمکراسي و آزادي و عدالت اجتماعي براي ملتهای ایران را دارند، دعوت مي کنيم به حول ارائه خواسـت هاي ما جمع شوند. کانديداي خود را که از ميان نيروها و انسان هاي فرهيخته ملي و ميهني خواهند بود، انتخاب و از هم اکنون به جهانيان طيف خود را معرفي کرده و از آن ها بخواهيم که براي استقرار ايراني دمکراتیک وکردستانی آزاد به ما ياري رسانند. و براي براندازي رژيم با ما همراه شده و کمک رسانند.
با ارزی موفقیت روز افزون برای تمام اعضا و هواداران جنبش زاگروس و ازادی خواهان زاگروس
بیانیه رهبر جنبش زاگروس.
دکتر ئاوات
نهم بهمن 1388
جنبشی نو در کردستان جنوبی در راه است.
دراوایل نیمه اول شب هشتم دی ماه حدود نیم ساعت چند نفر که خود را جنبش زاگروس معرفی کردند دست به اقدامی بی سابقه در میدان ازادی کرماشان زدند .این گروه با پخش اعلامیه و عکسهایی از شهیدان راه ازادی و مقاومت زاگروس در میان مردم و با دادن شعارهای زاگروس زنده است کرماشان پاینده است . مرگ بر بیگانه ..... همچنین در میان این گروه دو دختر دیده شد که فریاد کنان کرماشان را شعار می دادن و شعار کیانوش راحت ادامه ذارد . که با استقبال مردم مواجه شد.که نیروهای امنیتی سریع به محل مورد نظر امده و سه نفر از این گروه بازداشت شدند .
مردم هم ازاین کردار رژیم به خشم امدند و شعار مرگ بر بیگانه سر دادن عضوهای این گروه در چند ماه گذشته بارها مورد دستگیری و بازداشت قرار گرفتن که به تعهدات و تهدیدات رزیم مواجع شدن.اگر سیری بر این گروه داشته باشیم می توان گفت ناسیونالیسم در اهداف و سخنان شعارهایشان دیده می شود که این گروه روز به روز فعالیتهای خود را گسترش می دهند. در یک جمله اکنون نمی توان درمورد این گروه یا سازمان سخن گفت چون این گروه فعلا به راحتی در مکانها ظاهر می شوند و تاکنون هیچگونه درگیری یا زدوخوردی مابین طرفین دیده نشده والی این گروه تا به حال در یک مسیر با شعار بومی گرایی که انهم می توان گفت قطبهای سیاست و قدرت در کرماشان در پشت این جنبش باشند .
که در اینده اخبار و بحصهای بیشتر در مورد این گروه به بازار دیالوگ و میدیا گلوبال جهانی خواهد امد چون در مکانی این گروه پدیدار شده اند که قرنهاست اتش زیر خاکستر بوده این منطقه از تمام جوانب برای رژیمهای سولطه گر بر زاگروس مهم و از استراتژیک بالایی برخوردار بوده و می با شد که می توان گفت مبارزه عظیم در راه است .اتشی که در زیر خاکستر می باشد . داستانی بزرگ و سرنوشت ساز برای کرماشان یا کردستان به همراه دارد که می توان گفت کرکوک دیگر ولی مردمی اگاه تر و یک صدا ی کرماشانی . منطقه ای که فرهنگ تمدن و اقتصاد زاگروس از ان جا سرچشمه می گیرد .این برای قدرتهای بزرگ پروندهای است که فراموش شده و اکنون سرباز کرده و هیچ کس و قدرتی نمی توان جلو دارش باشد.
ئسرین کرماشانی
پنجم بهمن 1388
تاریخ هنوز هم تکرار می شود
![]() آنکس که حقیقتی را نداند نادان است اما کسی که بداندودانائی خود پنهان کند جنایتکار است .« برتولت برشت » اولین حکومتی که شما بدان افتخار میکنید !هخامنشیا ن هستند رومن گیرشمن در یک جمله این خاندان را معرفی میکند :« آن چه پادشاه مقتدرهخامنشی از ملل تابعه خواستار بود .1/ زیستن برای او.2/ کار کردن برای او. 3/ انجام دادن فرمان های او . 4/ و مردن برای او بود . از شاهان برجسته ! این سلسله :کوروش بود . چون بخون ریزی عشق می ورزید بعداز کشته شدن، سرش را در طشتی پر از خون انداختند تا آنقدر خون بخورد تا سیر شود . ویل دورانت می نویسد کوروش به کشتار های بی رحمانه ای دست می زد . فرزندش کمبوجیه اثبات عاقل بودنش را برای « پارس ها » فرزندش را هدف تیری قرار داد و گفت اگر به قلب او خورد معلوم می شود که پارس ها اشتباه می کنند .آنگاه کودک بی گناه را نشانه گرفت ، کودک به زمین افتاد به فرمان او جسد شکافته شد و چون تیربه قلب کودک خورده بود ! با لبخندی برلبانش گفت : پس من دیوانه نیستم.آنچه هخامنشیان گرد آورده بودند اسکندربه تاراج برد وصرف آبادانی یونان کرد. ساسانیان : انوشیروان عادل و دادگر!! نظام الملک می نوسید : به دروغ خود را مزدکی خواند ، مزدکیان را بباغ سلطنتی دعوت کرد و سپس فرمان قتل و عام داد به گفته پرسی سایکس : به فرمان انوشیروان در یک شب مزدک و حدود یک صد هزار نفر از پیروانش را به گونه یی بی رحمانه کشتند . حتی کودکان مزدکیان را درگهواره خفه کردند . وپس ازآن بود که خسرو نفسی راحت کشید وبه فکر افسانه زنجیر عدل وآواز جرص افتاد. سر.جان. ملکم : سیاست انوشیروان را چنین تفسیرمی کند « حکومت بر مبانی اجساد مردم بود نه بر قلوب آن ها » آنچه ساسانیان انباشتند به دست اعراب سپردند ! پهلوی ها : اولی درزندان هایش به امر او زندانیان را با آمپول هوا می کشتند.و دومی در روز روشن زندانیان را از زندان اوین به تپه های اوین برده تیر باران می کردند . از تاریخ جنایات شان چندان نگذشته است . یکی از بزرگ ترین خصیصه ی سلطنت هر دو مخالفت با ملیت ها. بقول جلال آل احمد کرمانشاهان را مستعمره ی تهران کردند .کتاب های کردی را آتش زدند .تدریس بزبان مادری ممنوع شد ، آزدیخواهان را به چوخه ی اعدام سپردند این دو با وجود اینکه به نژاد خود افتتخارمیکردند و نژاد های دیگران پست می شمردند . اولی در آغوش سیاه پوستان مرد و دومی در آغوش اعراب جان سپرد. سلسله پهلوی نیز هر چه را گرد آورده بود به بانک های سوئیس و آمریکا انتقال داد و سر انجام هم معلوم نشد که چه شد .!! این داستان هنوز با شکل وشباهت دیگر برملتمان وملتهای ستم کشیده ایران توسط اربابان قدرت تکرار می شود . علی ئیلامی |
پنجم بهمن 1388
اندیشه فرانسوا ولتر در 1730 و احزاب سیاسی کرد در 2010 میلادی
جدیدآ در سایت روژهلات متوجه مطلبی شدم که به باور من تعمق و توجه بر آن بسیار ضروری است، زیرا آزادی بیان و حق دادخواهی یا جوابگوئی در مقابل اتهامات، یک حق طبیعی انسان امروزی است.یعنی اینکه هرگاه یک شخص یا یک گروه انسانی حقوقشان پایمال و یا به خطر میافتد، باید حق دفاع و جوابگوئی داشته باشند. اکنون تقریبآ هر جریان یا شخص آزادهای ظاهرآ متعهد به تلاش برای ایجاد شرایط برابر در گفتگو و اطلاع رسانی مساوی میباشد و بعضیها نیز در اعتقاد به این قوائد بیش از حد تظاهر میکنند، تا با فریب به مقصدی خاص برسند، اما آنچیزی که هر جریان و شخصی را از این آزمایش مهم سربلند بیرون میآورد، کردارها و رفتارهای متناسب با این موازین حقوقی میباشد، نه گفتارها و شعارهای بسیار رنگین و بدون پشتوانه عملی و علمی. در واقع میتوان گفت که سنگ محک آزادهگی یک انسان ، شیوهی برخورد و دفاع او از دسترسی آزاد و برابر تمامی شهروندان یک کشور، به امکانات رسانهای یکسان و بدون تبعیض و تحریم است. به همین دلیل میل دارم چند جملهای را در این رابطه با دوستان و هموطنان کردم در میان بگذارم، به این امید که بتوانیم با درس گرفتن از حوادث و اتفاقات اطراف خویش، بیشتر به آینده و امکان تبدیل آرزوهایمان به یک واقعیت مطمعن تمرکز داشته باشیم، نه حدر دادن انرژی در بنای کاخی از آرزو بر بال بادهای خیالی پپولیزم حزبی و غیر قابل اعتماد. ما کردهای حوزهی کرماشان ایلام و لرستان، سالهای متمادی از این نعمت برابری و برخورداری مساوی از امکانات رسانهای و نوشتاری محروم بوده و بخوبی حصار سیاسی و فرهنگی هموطنان همرزم را بدور آرزوهای خویش در عمل تجربه کردهایم. اگر چه این اواخر با حضور مردم این نواحی به لطف تلاش و کوشش آگاهانه برخی از مبارزین و روشنفکران آن دیار توانستهایم از امکانات رسانهای ملت کرد اندک استفادهای بکنیم، نباید فراموش کرد که هنوز همچون مادر مردهای بر سر صفرهی زن بابا میمانیم و دیگران کنترل و هدایت کارها را در دست دارند و رابطه عبدآ عادلانه نیست و موفقیتهای بدست آمده نتیجه، آگاهی، خودباوری و سرسختی برخی از این عزیزان فعال میباشد. اما اکنون تمامخواهی و ماهیت واقعی این برتریطلبی متوجه خود کسانی میشود که در یک جبهه سالها در مقابل پایمال شدن حقوق بخشی از اهالی سرزمینشان سکوت و همکاری کردهاند، بخشی از ملت کرد را سانسور و ایزوله و تمامی امکانات بدست آمده را در اختیار یک بخش از این ملت قرار دادهاند. برای هر ملتی که در مسیر تغییر گام بر میدارد، یک سوال بسیار سرنوشت ساز وجود دارد، و آن هم درجات قابل اطمینان بودن سازهها و تشکیلات رهبری کننده یک تغێیر از حال به آینده را مطرح میکند. به باور من باید دید که چه مکانیزمی وجود دارد تا این روند محروم سازی یک بخش از ملت و مهیا کردن امکانات برای بخش دیگر را کنترل کرده و اعتماد عمومی را به فرد فرد تشکیل دهنده یک ملت در حال گذار باز گرداند. از آنجائیکه بنده اعتقاد دارم که احزاب در واقع ماتریال یا وسایل یک ساخت و ساز اجتماعی برای خوشبختی انسانها هستند و نه زنجیرهای از شخصیتهای مقدس که هرگز هم ما را به سر منزل مقصود نرساندهاند، بلکه بخشی از انسانها را توسط اشاعهی عمدی تقدس کاذب، در زندانی از تعصب مضر حزبی حصار کرده و از دیگر هم وطنان خویش جدا کردهاند. با این احوال چرا نباید پرسید؟ آیا این ابزار یا احزابی که قرار است در آینده توسط آنها، خواست و ایدههای انسانی ما به واقعیت مبدل شوند، چهاندازه قابل اطمینان و تا چه حدی اصلآ باورمند به تعهدات خویش هستند؟ آیا جریانی که تنها وسیله اعمال نفوذش یک تلویزیون است که بخشی از آنرا به اجاره داده است و با پیمان شکنی سعی در معامله بر سر پخش یا عدم پخش صدای اجارهکنندهگان دارد، چگونه برای رهبری یک جنبش مردمی قابل اطمینان است؟ اگر این داستان حقیقت ندارد و مدعیان خرابکاری در پخش برنامه صادق نیستند، پس این چگونه جریانی است که در ادارهی یک پروگرام ساده عاجز میماند و بجای قبول مسئولیت، ناتوانی خودرا به گردن دیگران میاندازد، آیا اینچنین جریانی توان اداره مملکت را دارد؟ با طرح یک اگر دیگر میشود پرسید که، اگر حقیقت دارد و حزبی از حزب دیگری درخواست کرده است تا جوابیه رقیبش در هنگام پخش دچار مشکل شود، چگونه میتوان به رعایت حقوق برابر و عدالت در مورد مخالفان امیدوار بود؟ در حالیکه مدعیان رهبری در آینده توان شنیدن جواب رقیبشان را نداشته باشند و برای خفه کردن صدای طرف معامله و باجدگذاری کنند. یکی از اصول اساسی و اولیهای، که بیشتر احزاب کردی بدان تعهد کردهاند ، همان دمکراسی و حقوق بشر است، که نباید هرگز خود احزاب آنرا پایمال کنند. ما میبینیم که هنوز هستند احزابی که بیرحمانه به دیگران تهمت و برچسب میزنند ، تمام توان خود را در سیاه کردن مخالفانشان به کار میگیرند، هرگز به قربانی خویش اجازهی دفاع هم نمیدهند و میخواهند شایعات ساختگی خویش را بدون مقاومت طرف مقابل به خورد جامعه بدهند. به باور بنده در چنین شرایطی خود جامعه یا به قولی ملت نیز قربانی شارلاتانبازی اینجور جریانات شده و میشود، زیرا از طرفی این ملت مجبور به شنیدن اطلاعات غلت و یکجانبه گشتهاست و از طرف دیگر در نتیجه آن دچار تحلیل و تصمیم اشتباه میگردد. در نهایت بدین روش ممکن است که صادقترین و خادمترین افراد جامعه قربانی تمامخواهی و حیلهگری حزبی گشته و در نتیجه آن ملت نیز از توان و کارآئی دلسوزان واقعی خود محروم شود. بهتر است که به یادمان باشد چونکه ادامه این روند در درازمدت تبدیل به یک تراژدی ملی خواهد شد. این در حالی است که جریانات مذکور خود بارهها آزادی بیان یعنی دسترسی همگان به اطلاعات معتبر و آزاد را وعده دادهاند. ناگفته نماند که در این رابطه هدف بنده دفاع از هیچکدام از طرفین درگیر نمیباشد زیرا حداقل در این مورد، کلیهی عوامل درگیر، میوهی یک درخت و تربیت شدهی یک فرهنگ میباشند. سیاست حاکم در این گروهای درگیر را میتوان چنین تشبیح کرد، بیشترین امکان تهاجم و تبلیغ برای خود و کمترین امکان دفاع برای طرف مقابڵ. در اینجا است که ناخودآگاه آدم یاد آن بزرگوار، فرانسوا ولتر میافتد که فرمودند، " با اینکه موافق حرفهای شما نیستم، لیکن حاضرم جانم را بدههم تا شما آزادانه حرفت را بزنید" موضوع از این قرار است که در سایت روژهلات مطلبی را خوندم، که گویا در دیداری مابین آقایان عمر ایلخانیزاده و حسن شرفی ، قرار بر این شده است که دفاعیات آقای خالد عزیزی در تلویزیون آسو سات متعلق به جریان آقای ایلخانیزاده، با مشکل مواجه شود و چنین نیز شده است. اگر این اقدامات حقیقت داشته باشند دیگر احتیاجی به بحث ندارد ، چون هر آدم عاقلی در حد توان و شعور شخصی خویش به آن برخورد خواهد کرد. اما فرض بر این بگذاریم که هیچ واقعیتی در کار نیست و آقای ایلخانیزاده در مقابل درخواست دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران چنین معاملهای را قبول نکردهاند، که یک جریان دیگر را سانسور و یا از حق جوابگوئی محروم نمایند. در این صورت شاید مسئله برای خیلیها منتفی باشد، اما این برای بنده پایان کار نیست، زیرا من هنوز با خود فکر میکنم ، که اینچنین تصوری از اداره رسانه و مطبوعات باید سابقهای داشته باشد و طبیعتآ باید بارها چنین کارهائی صورت گرفته باشد، اگر نه چنین تصوری ممکن نبود. البته در اینمورد این قاعده شامل تمامی طرفهای درگیر از جمله کسانیکه این تصور را آفریدهاند نیز میشود. از خوانندهگان گرامی تقاضا میشود به متن زیر توجه نمایند تا خود شاهد ماجرا باشند. علی مهرابی http://www.4rojhelat.org/index.php?id=6141 بۆرۆژههڵات – ناوهندی ههواڵ: له ماوهی چهند شهوی رابردوودا، ئهو بهرنامهیهی که له لایهن کوردکاناڵ، تهلهیزونی زمانحاڵی حیزبی دێموکراتی کوردستان، بۆ وڵامدانهوه به قسهکانی حهسهن شهرهفی، جێگری سکرتێری حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران ئاماده کرابوو، توشی وهستان و کێشهی تیکنیکی کرایهوه. سهرچاوهیهکیش له کوردکاناڵ به بۆرۆژههڵاتی راگهیاند که ئهوان پێیانوایه که کۆمهڵهی زهحمهتکێشانی کوردستان که خاوهنی ئاسۆ ساته، به ئانقهست دهستی بۆ ئهو کاره بردووه. سهرچاوهکهی بۆرۆژههڵات روونی کردهوه که بریاری وهستاندن و خهلهل تێکردن لهو بهرنامهیهی کوردکاناڵ بۆ سهردانی عومهری ئیلخانی زاده له دهفتهری سیاسی حدکا و داوای حهسهنی شهرهفی بۆ وهها ههنگاوێک له کۆمهڵهی زهحمهتکێشان دهگهڕێتهوه. به تایبهت که سهردانهکهی ئیلخانی زاده هاوکات بوو له گهڵ بڵاوبوونهوهی رێکلام بۆ بهرنامهکه له کوردکاناڵ دا. سهرچاوهکهی بۆرۆژههڵات له زمان کارمهندێکی پێشووی "ئاسۆ سات"ەوە کە ئێستا لەوێ نەماوه، ئاشکرای کرد که کە لهو کاتهدا تەبلیغی ئەو بەرنامەیە کە تایبەت بووە بە وەڵامی قسەکانی "حەسەن شەرەفی"، لە کورد کاناڵ بڵاو بۆتەوە لەسەر داوای "حدکا" رۆژی سێ شەممەی رابردوو(22ی بەفرانبار) دەفتەری سیاسی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران و کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستان کۆبوونەتەوە و لەو دانیشتنەدا کە مستەفا هیجریش ئامادە بووە "حەسەن شەرەفی"، داوای لە عومەری ئیلخانی زادە کردوە کە نەهێڵن ئەو بەرنامانەیەدا کە تایبەتە بە وەڵامی قسەکانی ناوبراو لەسەر لێکدانەوەکانی"خالید عەزیزی"، سکرتێری گشتی حیزبی دیموکراتی کوردستان بە باشی بڵاو بێتەوە. عومەری ئیلخانی زادەش ئەم داوایە وەک بڕیارێک بە بەڕێوەبەرانی ئاسۆ سات راگەیاندووە. بەرنامەکهی کورد کاناڵ تایبەت بوو بە قسەکانی "حەسەن شەرەفی" لەسەر لێکدانەوەکانی وتوێژێکی"خالید عەزیزی"، که پەخشی هەر سێ بەشەکەی تووشی کێشەی تیکنیکی و وهستان بۆوه.. تەلەفزیۆنی کورد کاناڵ زمانحاڵی حیزبی دیموکراتی کوردستانە که لە سەر فێرکانسی ئاسۆ سات که تهلهیزونی کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستانە، بڵاو دەبێتەوە. بهرپرسانی کوردکاناڵ به تهمان له ماوهی داهاتوودا پهخشی بهرنامهکانی تهلهیزونهکه له سهر فرێکانسی ئاسۆسات بوهستێنن و بۆ سهر فرێکانسێکی سهربهخۆ بیگوازنهوه. ئهوهش تهلهیزونی کۆمهڵهی زهحمهتکێشان له گهڵ قهیرانی دارایی بهرهوڕوو دهکاتهوه که تا ئێستا بهشێکی زۆری ههزینهی وهشانی ئهو تهلهیزونه له لایهن حدک،هوه بۆ وهشانی کوردکاناڵ دهدرا به کۆمهڵهی زهحمهتکێشانی کوردستان. |
پنجم بهمن 1388
ئدام زندانیهیل سیاسی مهدهنی کورد وه تاوان "محاربه" گهرد خوا
ن. حشمهت خوسرهویوهرجه ئهوهێگه دهس بکهم وه نوویسان سهر قهڵهم ئی ههفته، خهراو نیه که بزانیم کهلهمهی " محاربه" یانێ چه؟ مهبهس جمۆری ئسلامی له وه کار هاوردن ئی کهلهمه چهس؟ مۆفهسرهێل و شارهزاگهێل ئیسلامی هان له سهر ئهو هویره که " محارب" وه کهسێگ ویشن که چهک ههڵگرتووید و وهرانووهر وه خوا ویسیاوید و ئاخرهگهی بوود وهو بایس نا ئارامی. له لاێگ ترهگ، له روانگهی فهقهی ئسلامیووه، بنهوا و بنهڕهت ئی کهلهمه ههڵگهریهتووه لای کهلهمهی ئهرهویی" حرب" وه مانای جهنگ . ئیه وهو ماناسه که ههر کهسێک زد وه دهوڵهت و دهسهڵات ئسلام هێزگرتن یا جموجویل له خوهێ نیشان بیهید یا وهرانوهر وه دهوڵهت تفهنگ ههڵبگرێد ئهوا جۆر کهسێکی محارب و دوژمن خوا تماشا کریهد . گهوراترین حوکم ئهڕای ئهو کهسهێله، ئدامه. ئهرا وێنه ههفتهی وهرین دادستان گشتی جمۆری ئسلامی ئێران دهرێخست که بهشداری له خوهنیشاندانهکان و نارهزایهتی خهیاوانی و ههر لهیوا بهرزهوکردن دروشمهێل سیاسی زد وه سیستم وهلایهت فهقی له روانگهی یاسای بنهڕهتی وڵات جۆر " محاربه" حهساو کریهد. ئیه وه ماناسه که تهمام ئهو کهسهێله که له مهرکهز ئێران و له خوهرههڵات کوردستان دهسگیر کریانهس، حوکمیان ئدامه. چیونکه زد وه بریارگهێل وهلایهت فهقی ههڵس و بنیش له خوهیان نیشاندانهس که ئیمرۆژ سیفهت و جایگای وهلایهت فهقی له ئێران هاوسانه وهل خوا. وهی پێش وهتنه کوڵه توام باس له ئتماڵ ئدام 18 گله له ههسارهگهێل خوهرههڵات زامار بکهم که وه قهوڵ وهرێوهرهێل جمۆری ئسلامی وه تاوان محاربه و زدایهتی گهرد خوا کهفتنهسه سوویچ زندان و ههر لهحزه چهوهرێ جێوهجێ کردن، حوکم ئدامن. وهرین ئدام له کوردستان ههڵناگهریتووه ئهرا لای ئدام کهسهێڵکیک له وێنهی " ئحسان فهتاحیان" و " فهسیح یاسهمهنی" بهڵکهم ههڵگهرێتووه، ئهرا یهکهمین چرکهگهێل وه دهسهڵات رهسین سیستم ولایهت فهقی وه سهرپهرهستی ئیمام خومهینی. یهکهمین ئهنفاڵ و جهمکوشی خاڵخالیهیل له کوردستان له گهوره شار کرماشانووه دهس وهپێکرد. ئهویش وه تیرواران کردن " گرجی بیانی" و 10 نهفهر ترهگ له ههڤاڵیهیلی له زندان دێزڵ ئاوای کرماشان . له شون ئهوه بهش فرهێگ وه ناوچهگهێل ترهگ سهر وه ئوستان کرماشان له وێنهی سهرپێل زههاو کهفتنه وهر ماشین ئدام و جهمکوشی پاسدارهێل ئیمام خومهینی. دۆماخر، خالخالی و تاوانبارهێل ترهگ جمۆری ئسلامی له کرماشانووه کهفتنه رێ وهرهو کامیاران، سنه، مهریوان، سهقز، بۆکان، مههاباد، ئورومیه، شنۆ، پیرانشار، نهغهده و سهردهشت و لهیوا گهوراترین جهمکۆشی زد وه میلهت بێ تاوان کورد له خوهرههڵات کوردستان دهس وهپێکردن. کورد وه تاوان ئازادیخوازی و رهسین وه مافگهێل نهتهوایهتی خوهێ کهفتنه ناو چوارچیوهی سیاست " محاربه" و ئهوان له هوویچ کارێکی نا ئنسانی دهس گیر نهیانووه و تهنانهت مناڵ ناو ههڵۆرکیچ وه سهرهنیزه شهڵاڵ وه خوین کردن. مهگهر بوود " قارنێ و قهڵاتان" ههر وهی ئاسانیه له هویر تاریخ بسریهتووه؟ مهگهر تاوان کورد له خوهرههڵات کوردستان چه بی که لهیوا بێ رهحمانه کهفتنه وهر جهاد ئیمام خومهینی له 28 گهلاوێژ 1358؟ بێگومان گهورهترین تاوان میلهت کورد ئهوه بی که داوای مافهێل نهتهوایهتی خوهیان کردن و ئاماده نهوین هوویچ وهخت دهس له مافهێل رهوای خوهیان ههڵبگرن. میلهت کورد له ساڵگهێل وه سهر کاتن جمۆری ئسلامی یهکمین نهتهوه بی که ئاماده نهوی دهنگ بیهید ئهڕا تهسوویب سیستهم ولایهت فهقی. له لایگ ترهگ، جمۆری ئسلامی له وهر ئهوهێگه قانوون بنهرهتیهگه له سهر بنهوای ئسلام نوویسیاس جا وهی خاتره له ئسلامدا باس له کهلهمهی " امت" کریاس و ئیه مانای ئهوهسه که میلهت یا میلهتهێل له قانوون جمۆری ئسلامی بێ ماناس و ههر جۆره کار و چالاکیهیک له دهرهوهی" امت اسلامی" زدایهتیه وهل فهرمانگهێل خوا. جمۆری ئسلامی له 30- ساڵ وهرین وه دهیان شکڵ و شێوه شهنس خوهێ ئهڕا تهسفیه کردن هویر نهتهوایهتی له خوهرههڵات کوردستان تاقی کردیهسووه، وهڵێ وه مهرامگهێل خوهێ نهرهسیهس و نهک نهتوێنسته ئیرادهی نهتهوایهتی و مافخوازی ئی میلهته له ناوبووهن، بهڵکهم ئاست هوشیاری و هۆشمهندی میلهت کورد له یهک دهیهی وهرین رهسیهسه سۆنێگ که حهرهکهت و هێزگرتن مهدهنی بیهس وه گهپترین حهرهکهت ئهرا رهسین وه ئازادی. نیشانهگهێل کۆمهڵگای مهدهنی له ناو یهکیهتیهیل خوهندکاری، فهرههنگی و روشنویری بهرزهو بیهس و زندانیهیل ئوین، دێزڵ ئاوا، رهجایی شههر، سنه و ئورومیه شایهتی دهن ئهڕا خهبات سیاسی و مهدهنی نۆخبهگهێل کورد له وهرانووهر سیستم جمۆری ئسلامی. ئیمرۆژ دی ئهرا پهیا کردن نموونهگهێل ئهدهبیات شۆڕشگیرانه ههوهجه نیهکهید ئاماژه وه " گوڵسورخی و سهمهد بههرهنگی" بکهیم، بهڵکهم کهسێک له وێنهی مامۆستا" فهرزاد کهمانگهر" بهسه ئهڕا ئتراف و دگان نان وه ئیرادهی نهتهوایهتی له خوهرههڵات کوردستان. ئیمروژه سوویچ زندانگهێل جمۆری ئسلامی ئاڵشت کریاس وه مهیانێگ ئهرا مۆبارزه زد وه سیاسهت ئنکار و له ناوبردن ئیراده میلهت کورد و بهیداخ ههڵگر ئی رامانه تا هێمان 18 فهئاڵ سیاسی و مهدهنین که دونیا له ئاست هاوار بێبهشی ئی ئایهمگهێله بێدهنگه. لهێرهو جێ خوهیه که وه نیشانهی پشتیوانی له کهسهێل زندانی و ماکووم کردن ئدام له کوردستان بێدهنگی هێزهێل سیاسی ئێران و کوردستان و ههر لهیوا بێدهنگی میدیاگهێل کوردی بکهفێته وهر ڕهخنه و ئێرهنگه وهخت ئهوه هاتگه که ئوپۆزسیون کورد لهوه زیاتر وه چهو سیاسیووه تماشای گیریاگهێل کورد له زندانگهێل جمۆری ئسلامی نهکهن و ئمجا تهمام هێزهێل سیاسی خوهرههڵات کوردستان بایهس له دهوهر یهی پلاتفۆرم نهتهوهیی جهمهو بن و لانی کهم لوهرانووهر 20 خاڵهگهی جۆنبش سهوز و رابهرهێلی تهرح خوهیان بیهن چیونکه لهو 20 خاڵه هوویچ ئاماژهێگ وه ماف میلهتهێل نهکریاس. وه گشتی روشنویرهیل، چالاکهێل سیاسی و مهدهنی کوردیچ پیویسته خواستهێل نهتهوایهتی کورد بخهنه وهر چهم رای گشتی ئهرا ئهوهێگه لهوه فرهتر کورد له مهیان سیاسی دهس کهم نهگرن |


جدیدآ در سایت روژهلات متوجه مطلبی شدم که به باور من تعمق و توجه بر آن بسیار ضروری است، زیرا آزادی بیان و حق دادخواهی یا جوابگوئی در مقابل اتهامات، یک حق طبیعی انسان امروزی است.
ن. حشمهت خوسرهوی